حالا واسه اومدنت لحظه شماری میکنم
آره عزیزم آره پسرم حالا دیگه واسه اومدنت از شمارش هفته ها گذشتیم .. دیگه چیزی نمونده و اما حال این روزهای مامان ::: شکم عین خربزه نوک تیزه ... دائم باید مواظب باشم به جایی برخورد نکنی ... اونقدر شکمم اومده پائین که راه رفتن هم برام سخت شده ... میخوام توی خونه هر کاری بکنم باید مراقب شما باشم که بهتون آسیب نخوره .. خم و راست شدن دیگه اصلا تو کارم نیست .. نمی تونم حتی جورابامو پام کنم .... خلاصه عزیزم که دیگه حسابی بزرگ شدی ... می دونم تو گل پسرم مرد شدی ...حال مامان دوباره بد شده حالت تهوع و ویار اوایل دوباره اومده سراغم ... دستگاه گوارشم که حسابی بهم ریخته انگار شما اومدی روی معده مامان نشستی ... روی زمین نشستن که اصلا توی...
نویسنده :
مامان عاطفه
14:52








